دوستی ات، [در حدّ] شیدایی و دشمنی ات [مایه] هلاکت نباشد . دوستت را به اندازهْ دوست بدار و دشمنت رابه اندازهْ دشمن بدار . [امام علی علیه السلام]
کل بازدیدها:----4113---
بازدید امروز: ----0-----
بازدید دیروز: ----22-----
عاشقان علی و فاطمه

 

نویسنده: حسین غلامی
جمعه 14/4/1387 ساعت 1:19 عصر

 


هلال ماه رجب، زندگی و تولـدی دوباره را بـه عاشقان نوید می دهد. ماه رجـب فصل جدیدی در کتاب زندگی می گشاید که از عطر دل انگیز نیایش سرشار است. پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) با دیدن هلال ماه مبارک رجب، دست به دعا بر می داشت و پس از حمد و ثنای الهی، سی بار تکبیر و لااله الا اللّه می گفت و می فرمود: ماه رجب، ماه استغفار برای امت من است. در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده مهربان است.



در ماه رجب فرشته ای تا صبح اینگونه ندا می دهد: خوشا به حال رجبیّون، خوشا به حال آنان که والایی ماه رجب را دریافته اند، خوشا به حال آنان که از برکت ماه رجب نصیبی اندوخته اند.



پوینده طریق بندگی و سالک راه ملکوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت که شیر روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقلیم توحید آشنایی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هایی جانبخش نوشیده و طالب قرب، کرامت، تعالی و فضیلت می باشد گاه رسیدن پر برکت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هایی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در این مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشین حیات و معنویت سیراب شده و روح و روان خود را جانی نوین و طیب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای میهمانی خدا و درک لیله القدر ماه مبارک مهیا کند.



آنان که در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنین ایامی را می دانند و بسیار سخت تر و هوشیارتر و جدی تر از دنیاطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودی فانی و متاعی ارزانی از این نشئه از دستشان بیرون رود، مراقبند تا نکند نفعی باقی و تجارتی راقی برای آخرت، از کفشان ربوده گردد که زیان و نقصان را در این می بینند.



بر کسی که می خواهد به تصفیه درون بپردازد لازم است که برای دستیابی به خرسندی خداوند تمامی توش و توان خود را به کار گیرد و برای خالص نمودن اعمال و احوال خویش و مصون نگه داشتن آنها از هر گزندی، در ایام ماه رجب مبادرت ورزد که اگر بنده ای به اندک عملی به این شیوه و با این خصوصیات توفیق یابد او را کفایت می کند، زیرا پاداشی که پروردگار برای عمل ناب و عاری از آلودگی خودخواهی و شرک و نفاق، در نظر گرفته از حساب و شماره بیرون است.



از امام صادق(ع) نقل شده که پیامبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی (ص) فرمود:



ماه رجب، ماه خداست در غایت حرمت و فضیلت. اگر کسی روزی از این ماه را روزه بگیرد خدای را خشنود و شعله غضب الهی را خاموش نموده است و دری از درهای جهنم به روی او بسته می شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گویند زیرا که رحمت خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می شود، پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبه.



 روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امکان و بلا مانع بودن-  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر "اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة و الروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.


اولین روز رجب مصادف است با ولادت باسعادت امام محمد باقر (ع)ولادت باقر العلوم (ع)بر تمام مسلمانان جهان بخصوص شیعیان آن حضرت مبارک باد.........


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: حسین غلامی
یکشنبه 2/4/1387 ساعت 9:31 عصر


قالت فاطمه علیهاالسلام: «اشهد الله تعالى لقد سمعته یقول: عَلىّ خَیر مَن اَخلفهِ فیکُم و هُو الامامُ والخلیفةُ بعدى و سبطى و تِسعَةُ مِن صُلب الحسین ائمة ابرار، لئن اتبعتموهم وجدتُموهُم هادین مَهدیّینَ و لئن خالفتُموهُم لِیَکونَ الاختلاف فیکُم الى یَوم القیامةِ»(10) ؛ خدا را گواه مى‏گیرم از پدرم شنیدم که مى‏فرمود: على علیه‏السلام بهترین کسى است که در جمع میان شما مى‏گذارم. او امام و خلیفه پس از من است، او و دو نوه‏ام و نُه تن از تبار حسین علیه‏السلام امامان ابرار هستند؛ که اگر از آنان پیروى کنید، آنان را هدایت کننده و راه یافته خواهید دید و اگر با آنان مخالفت کنید، تا روز قیامت در میان شما اختلاف خواهد بود.


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: حسین غلامی
یکشنبه 2/4/1387 ساعت 9:25 عصر

خداوند متعال در حدیث قدسی چه زیبا به رسول اکرم فرمودند:


لو لا لما خلقتک الافلاک و لولاک علی لما خلقتک و لو لا فاطمه     لماخلقتکما


اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی کردم واگر علی نبود تو را خلق  نمی کردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را نمی آفریدم.


 


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: حسین غلامی
شنبه 18/3/1387 ساعت 6:43 صبح

تصاویر ویژه شهادت حضرت فاطمه س


 


 


 


گریه کن ای دیده بر احوال زار فاطمه "س"


                                            بر دل پر خون و چشم اشکـبار فاطمه "س"


       بعد پیـغمبر "ص" ز دسـت مـردم بی اعتبار


                                            ریخت بر خـاک مـذلّت اعـتبار فاطمه " س"


       بـر در دولـت سـرایـش آتــش سـوزان زدنـد


                                            سوخت ازآن سوختن،قلب فکار فاطمه "س"


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: حسین غلامی
شنبه 18/3/1387 ساعت 6:32 صبح

همانطور که می‌دانیم محل مزار دختر پیامبر(ص) مشخص نیست. آنچه درباره مرگ ایشان ثبت شده و کوششی که در پنهان داشتن این خبر به کار برده‌اند، نشان‌دهنده آن است که خانواده پیغمبر(ص) در این باره دارای نگرانی‌هایی بوده‌اند. ممکن است قسمتی از این نگرانی به خاطر اجرای وصیت حضرت زهرا(علیه‌السلام) باشد. نخواسته است کسانی را که از آنان ناخشنود بود، در تشییع جنازه، نماز و مراسم دفن او حاضر شوند. اما آثار قبر را چرا از میان برده‌اند؟ و یا چرا پس از به خاک سپردن حضرت صورت هفت قبر، یا چهل قبر در قبرستان بقیع و یا در خانه ایشان ساخته‌اند؟
ابن شهر آشوب نوشته است ابوبکر و عمر بر علی(علیه‌السلام) خرده گرفتند که چرا آنان را رخصت نداد تا بر دختر پیغمبر(ص) نماز بخوانند. امام سوگند خورد که فاطمه(س) چنین وصیت کرده بود و آنان پذیرفتند و متقاعد شدند.
چرا این همه اصرار در پنهان داشتن مزار حضرت زهرا(علیها‌السلام) به کار رفته است؟ اگر در سال چهلم هجری فرزندان فاطمه(س) قبر پدر خویش را از دیده مردم پنهان کردند، از بی‌حرمتی مخالفان می‌ترسیدند. اما وضع مدینه را در چهل روز یا حداکثر هشت ماه پس از مرگ پیغمبر(ص) با وضع کوفه در سال چهلم از هجرت یکسان نبود. آنها که بر سر مسائل سیاسی و احراز مقام با حضرت علی(علیه‌السلام) کشمکش داشتند، کسانی نیستند که در سال یازدهم در مدینه حاضر بودند. و آنان که در مدینه حاضر بودند، حساب علی(ع) را از فاطمه(علیهاالسلام) جدا می‌کردند. برای رعایت ظاهر هم که بوده است به دختر پیغمبر حرمت می‌نهادند. و مسلماً به قبر او نیز تعرضی نمی‌کردند. همچنین نمی‌توانیم بگوئیم مرور زمان و یا فراموشی راویان موجب معلوم نبودن موضع مزار زهرا(س) است. چرا که محل قبر دو صحابی پیغمبر(ص) در کنار قبر ایشان معین است. قبر فرزندان زهرا(س) را که در بقیع آرمیده‌اند، به تقریب می‌توان روشن ساخت. پس علت این پوشیده کاری چیز دیگری است. همان سببی است که خود حضرت در جمله‌هایی که شاید آخرین گفتارهای ایشان بوده است بر زبان آورد. همان سخنانی که به زنان عیادت کننده گفت: «دنیای شما را دوست نمی‌دارم و از مردان شما بیزارم.» حضرت می‌خواست دور از چشم ناسپاسان و حق‌ناشناسان به خاک رود و حتی نشان او هم دور از چشم آنان باشد.
براساس روایتی که کلینی از احمد بن ابی نصر از حضرت رضا(علیه‌السلام) آورده است. امام در پاسخ احمد که از محل قبر فاطمه(علیهاالسلام) پرسید، گفت: او را در خانه‌اش به خاک سپردند. و چون بنی‌امیه مسجد را وسعت دادند قبر در مسجد قرار گرفت.(2) ابن شهر آشوب از گفته شیخ طوسی می‌نویسد: آنچه درست‌تر می‌نماید این است که حضرت را در خانه‌اش یا در روضه پیغمبر به خاک سپرده‌اند.(3)
در مقابل این روایت، ابن سعد که در آغاز قرن سوم رحلت کرده است، از عبدالله بن حسن روایت کند: مغیره بن عبدالرحمان بن حارث بن هشام را در نیم روز گرمی دیدم که در بقیع ایستاده بود. به او گفتم: ابو هاشم برای چه در این وقت اینجا ایستاده‌ای؟
گفت: در انتظار تو بودم! به من گفته‌اند: فاطمه(علیهاالسلام) را در این خانه (خانه عقیل) به خاک سپرده‌اند. از تو می‌خواهم این خانه را بخری تا مرا پس از مرگم در آنجا به خاک بسپارند!
و من گفتم: به خدا سوگند این کار را خواهم کرد!
اما فرزندان عقیل آن خانه را نفروختند. عبدالله بن جعفر گفت: هیچ‌کس شک ندارد که قبر فاطمه(علیهاالسلام) در آنجاست.(4)
اگر روایت احمد بن ابی نصر قرینه معارض نداشت پذیرفته می‌شد. اما علمای شیعه روایت‌هایی آورده‌اند که نشان می‌دهد دختر پیغمبر را در بقیع به خاک سپرده‌اند. به علاوه در ضمن این روایات آمده است که برای پنهان داشتن قبر دختر پیغمبر صورت هفت قبر(5) و به روایتی چهل قبر ساختند و این قرینه‌ای است که قبر در داخل خانه نبوده، زیرا خانه محقر دختر پیغمبر(ص) جای ساختن این همه صورت قبر را نداشته است. و نیز روایتی در بحارالانوار دیده می‌شود که مسلمانان بامداد شبی که دختر پیغمبر به جوار حق رفت در بقیع جمع شدند و در آنجا صورت چهل قبر تازه دیدند.(6)
مجلسی از دلایل الامامه و او به اسناد خود، روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) آورده است که بامداد آن روز می‌خواسته‌اند جنازه دختر پیغمبر(ص) را از قبر بیرون آورند و بر آن نماز بخوانند و چون با مخالفت و تهدید سخت حضرت علی(علیه‌السلام) روبرو شده‌اند از این کار چشم پوشیده‌اند.(7)
به هر حال پنهان داشتن قبر دختر پیغمبر ناخشنود بودن او را از کسانی چند نشان می‌دهد و پیداست که او می‌خواسته است با این کار آن ناخشنودی را آشکار سازد.
منبع: کتاب زندگانی فاطمه زهرا، سیدجعفر شهیدی

پی‌نوشت‌ها:
1. مناقب، ج 1، ص 504
2. اصول کافی، ج 1، ص 461
3. همان، ج 3، ص 365
4. طبقات، ج 8، ص 20.
5. بحارالانوار
6. همان
7. همان



    نظرات دیگران ( )
نویسنده: حسین غلامی
جمعه 3/3/1387 ساعت 1:27 صبح

بار دیگر نسیمی وزیدن گرفت وعطر تربت کربلا را به مشام عاشقان در راه مانده رساند ،بار دیگر چشمها بخون نشستند وزخم دل هزاران داغدیده تازه شد.روزهای خوشی است آسمان شهرمان بار دیگر جولایی یافته تا تصویر هشت سال دفاع مقدس را در خود به نمایش بگذارد .هوای شهر بار دیگر بوی خوش باروت را درخود می پروراند و،زندگی اینروزها مزه شیرین شربتهای صلواتی را می دهد که اینچنین قلب ما پذیرای آن است آری .............


هنوز راه همان است ومرد بسیار است                          خبر دهید که اصل نبرد،بسیار است


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: حسین غلامی
جمعه 3/3/1387 ساعت 12:59 صبح

آب! بسوزد دلت. خاک! شود خاک عزا بر سرت.باد! پریشان شوی. چشم! الهی که بباری فقط. پیش نگاه شما... مادر خورشید سوخت


 


      


 


 از آسمون دو چشمم ابر گریه میباره ..چشمای خسته ی مادر مثل دشت ستاره ..تو آشیونه میبینم یک کبوتر خسته ..گرفته روی کبود رو زیر بال شکسته ..یه باغبون غریب و با صدای گرفته.. کنار یاس کبودش سر به زیر نشسته ..غنچه ها همه از غصه میمیرن... بلبلا زیر گلبرگ رو میگیرن.


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: حسین غلامی
جمعه 20/2/1387 ساعت 12:29 صبح

قاتل محسن فاطمه علیها السلام محاکمه مى شود
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
((اَوَّلُ مَنْ یُحْکَمُ فیهِمْ مُحْسِنُ بْنُ عَلِی علیه السلام وَ فى قاتِلِهِ، ثُمَّ فى قُنْفُذَ، فِیُؤْتَیانِ هُوَ وَ صاحِبُهُ، فَیُضْرَبانِ بِسیاطٍ مِنْ نارٍ، لَوْ وَقَعَ سَوْطٌ مِنها عَلَى الْبِحارِ لَغَلَتْ مِنْ مَشْرِقِها اِلى مَغْرِبِها، وَ لَوْ وُضِعَتْ عَلى جِبالِ الدُّنْیا لَذابَتْ حَتّى تَصیرَ رَماداً، فَیُضْرَبانِ بِها)).
((
نخستین کسى که درباره او محکمه عدل در حکومت حقّه تشکیل مى شود، محسن فاطمه است ، بین او و قاتلش محکمه برگزار مى شود. قُنفُذ و اربابش (دوّمى ) آورده مى شوند و با تازیانه هائى از آتش شلاّق مى خورند. اگر یکى از آن شلاّقها بر دریا زده شود همه اقیانوسهاى جهان از مشرق تا مغرب به جوش مى آید. و اگر یکى از آنها به یکى از کوههاى دنیا بخورد ذوب شود و تبدیل به خاکستر مى گردد. آن دو دشمن خدا با این تازیانه شلاّق مى خورند)).


شلاّق خوردن زنى که حضرت زهرا علیها السلام را اذیّت مى کرد
و در حدیثى دیگر پرده از نام زنى برداشته شده که حضرت زهرا علیها السلام را خیلى رنج مى داد ... آن زن (حمیراء) در رجعت برگردانده مى شود و به دست مبارک حضرت مهدى علیه السلام به مجازات مى رسد


و همچنین ، همه کسانى که به اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام ستم کرده اند به دنیا برگردانده مى شوند و انتقام از آنها گرفته مى شود.
چنانکه امام صادق علیه السلام مى فرماید:
((
هنگامى که قائم ما قیام کند، همه کسانى که مؤمنان را آزار کرده اند در زمان آن حضرت بر مى گردند و مؤمنان از آنها انتقام مى گیرند)).


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: حسین غلامی
جمعه 9/1/1387 ساعت 1:28 صبح

على (ع) که بزرگ‏ترین شخصیت پس از پیامبر اکرم (ص) و در همه صحنه‏ها پیشتاز و پیشگام بود و از آغاز نزول وحى سایه به سایه در خدمت پیامبر (ص) کتابت وحى را نیز به طور مداوم بر عهده داشت، در واپسین روزهاى حیات پربرکت رسول گرامى اسلام، از جانب آن حضرت مأمور به جمع‏آورى قرآن گردید.


ابن مسعود، که خود صحابى بزرگ پیامبر بود، گفت: «احدى را چون على بن ابى‏طالب (ع) آشناتر به قراءت قرآن ندیدم» . (1)


ابوبکر حضرمى از امام صادق (ع) روایت کرده است که پیامبر به على (ع) فرمود:


یا علی، القرآن خلف فراشی فی المصحف والقراطیس، فخذوه واجمعوه ولاتضیعوه کما ضیعت الیهود التوراة؛


اى على! این قرآن در کنار بستر من، میان صحیفه‏ها و حریر و کاغذها قرار دارد، قرآن را جمع کنید و آن را آن‏گونه که یهودیان، تورات خود را از بین بردند، ضایع نکنید (2) .


و این‏گونه بود که على بن ابى‏طالب پس از رحلت پیامبر (ص) مهم‏ترین وظیفه خویش را جمع‏آورى قرآن قرار داد.


پس از رحلت پیغمبر اکرم، على (ع) که به نص قطعى و تصدیق پیامبر اکرم (ص) از همه مردم به قرآن مجید آشناتر بود، در خانه خود به انزوا پرداخته، قرآن مجید را به ترتیب نزول در یک مصحف جمع فرمود و هنوز شش‏ماه از رحلت نگذشته بود که فراغت یافت و مصحفى را که نوشته بود به شترى بار کرده نزد مردم آورد و به آنان نشان داد (3) .


از ابن عباس در ذیل آیه لاتحرک به لسانک لتعجل به إن علینا جمعه وقرآنه نقل‏شده که على بن ابى طالب پس از مرگ پیامبر (ص) قرآن را به مدت شش‏ماه جمع‏آورى نمود (4) .


ابن سیرین گفته است:


على فرمود: «وقتى پیامبر رحلت کرد، سوگند خوردم که ردایم را جز براى نماز جمعه بر دوش نگیرم تا آن که قرآن را جمع نمایم» . (5)


در خبرهاى ابورافع آمده است که: على به خاطر توصیه پیامبر در زمینه جمع‏آورى قرآن، قرآن را در جامه‏اى پیچید و به منزل خویش برد. پس از آن که پیامبر رحلت نمود، در خانه نشست و قرآن را، همان گونه که خدا نازل کرده بود، تألیف نمود. على به این کار، آگاه بود (6) .


محمد بن سیرین از عکرمه نقل کرده است که: پس از بیعت مردم با ابوبکر، على‏بن ابى طالب در خانه نشست. به ابوبکر گزارش دادند که او از بیعت با تو کراهت دارد؛ ابوبکر آن حضرت را خواست و به او گفت: از بیعت با من سر باز زدى؟ على (ع) فرمود: «نه به خدا سوگند، دیدم در کتاب خدا چیزهایى افزوده مى‏شود. پس با خود گفتم که جز براى نماز ردا بر دوش نگیرم، تا آن که قرآن را جمع نمایم.» ابوبکر گفت: چه کار شایسته‏اى!


محمد بن سیرین مى‏گوید: از عکرمه پرسیدم آیا دیگران قرآن را به ترتیب نزول تألیف نمودند؟ وى پاسخ داد: «اگر جن و انس جمع گردند تا تألیفى مانند تألیف على ابن ابى طالب داشته باشند، توانایى آن را نخواهند داشت» . (7)


ویژگى‏هاى مصحف على (ع)


مصحفى را که على بن ابى‏طالب (ع) جمع‏آورى نمود، نسبت به دیگر مصاحفى که قبلا وجود داشت و یا بعدا به وجود آمد از امتیازات فراوانى برخوردار بود. برخى از آنها بدین قرار است :


.1 ترتیب سوره‏ها به همان ترتیب نزول، تنظیم گشته بود. سیوطى در الاتقان ضمن بیان این مطلب مى‏گوید: «اولین سوره، اقرأ، سپس مدثر، سپس نون، بعد از آن مزمل و به همین ترتیب، تبت، تکویر و... تنظیم شده بودند.»


شیخ مفید نیز در مسایل سرویه، تألیف قرآن على بن ابى‏طالب را به همان ترتیب نزول مى‏داند که سوره مکى بر مدنى و آیه منسوخ بر ناسخ مقدم بوده و هرچیز در جاى خویش قرار داده شده است (8) .


.2 قراءت مصحف على بن ابى طالب دقیقا مطابق با قراءت پیامبر (ص) بوده است.


.3 این مصحف مشتمل بر اسباب نزول آیات، مکان نزول آیات و نیز اشخاصى که در شأن آنها آیات نازل گشته‏اند، بوده است.


.4 جوانب کلى آیات به گونه‏اى که آیه، محدود و مختص به زمان یا مکان یا شخص خاصى نگردد، در این مصحف روشن شده است (9) .


سرنوشت مصحف على بن ابى طالب (ع)


در روایات شیعه آمده است:


على بن ابى‏طالب (ع) پس از جمع‏آورى قرآن، آن را نزد مردم که در مسجد جمع بودند آورد و پس از آن که قرآن را در میان آنان قرار داد، چنین فرمود: پیامبر فرمود: من در میان شما چیزى را به جاى مى‏گذارم که اگر به آن تمسک نمایید هرگز گمراه نگردید؛ کتاب خدا و عترت (اهل بیت) من. آن‏گاه على (ع) خطاب به آنان گفت: «این کتاب است و من هم عترتم .» در این هنگام شخصى برخاست و گفت: اگر نزد تو قرآنى است، پیش ما نیز قرآنى همانند اوست . ما را نیازى به کتاب و عترت نیست. آن حضرت پس از آن که حجت را بر آنان تمام کرد کتاب را برداشت و برگشت (10) .


در مورد سرنوشت این مصحف، بعضى بر این عقیده‏اند که به عنوان میراثى نزد امامان است و از امامى به امام دیگر مى‏رسد.


در روایتى طلحه از على (ع) در مورد مصحفش و این که پس از خود به چه کسى آن را واگذار مى‏کند، سؤال مى‏نماید. على (ع) مى‏گوید: مصحف خود را به همان کسى که پیامبر به من دستور داده مى‏دهم، به فرزندم حسن که پس از من وصى من و از همه به من اولى است. فرزندم حسن مصحف را به فرزند دیگرم حسین مى‏دهد و پس از او در دست فرزندان حسین (ع) یکى پس از دیگرى قرار خواهد گرفت... (11) .


و اما قرآن‏ها یا نسخه‏هایى از قرآن که منسوب به على بن ابى طالب (ع) است و در بعضى از موزه‏ها و کتابخانه‏ها موجود است، به عقیده برخى از محققان نمى‏توانند از نظر تاریخى و شواهد و قراین، متعلق به آن حضرت باشند (12) .


پى‏نوشتها:


.1 بحار الانوار، ج‏89، ص‏ .53


.2 همان، ص‏48؛ زنجانى، تاریخ القرآن، ص‏ .44


.3 قرآن در اسلام، ص‏ .191


.4 بحار الانوار، ج‏89، ص‏ .51


.5 الاتقان، ج‏1، ص‏ .183


.6 بحار الانوار، ج‏89، ص‏ .52


.7 الاتقان، ج‏1، ص‏183، نوع 18؛ زنجانى، تاریخ القرآن، ص‏48؛ و ر.ک: بحار الانوار، ج‏89، ص‏ .40


.8 بحار الانوار، ج‏89، ص‏ .74


.9 ر.ک: التمهید، ج‏1، ص‏228 و .29


.10 بحار الانوار، ج‏89، ص‏40 و .52


.11 همان، ص‏ .42


.12 ر.ک: سید محمد باقر حجتى، تاریخ قرآن، ص‏413 ـ .418


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: حسین غلامی
جمعه 7/10/1386 ساعت 8:40 عصر

على(ع)  فرمود: خداوند در روز غدیر (1) آنچه در باره منتخبین خود اراده کرد بر پیامبرش فرو فرستاد، به او فرمان داد تا ولایت و وصایت را ابلاغ کند و مجال را از کافران و منافقان بگیرد نگران گزند دشمنان نباشد.روز غدیر قدر و نزلت‏بسیار دارد، در آن روز گشایشهاى الهى فرا رسیده و حجتش بر همه تمام شده است. امروز روز روشنگرى و اظهار عقیده از جایگاه بلند و روشن است، امروز روز تکامل دین و روز وفاى به عهد است. غدیر روز شاهد (2) [رسول الله(ص)] و مشهود [على بن‏ابى‏طالب(ع)] است، روز در هم ریختن پیمانهاى زیر پرده کفر و نفاق است، روز آشکار شدن حقایق اصیل اسلام است، روز ذلت و خوارى شیطان است، روز استدلال و برهان است، روز جدا شدن صفوف کسانى است که آن را تکذیب مى‏کردند امروز بزرگترین روزى است که عده‏اى از شما از آن اعراض کردید، روز هدایت و امتحان بندگان خداست، روز آشکار شدن کینه‏هاى نهفته در دلها و سینه‏هاست، روز عرضه نصوص [سخنان بدون ابهام پیامبر(ص)] بر افراد مؤمن و دلباخته [اهل الخصوص] است، غدیر روز شیث پیامبر(ع) است، روز ادریس و یوشع و شمعون و ...


منشور علوى(ع) در عید غدیر


امیر مؤمنان(ع) در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت‏خدا بر شما اى مسلمانان، بعد از برگشت از این اجتماع بزرگ امروز [غدیر] را عید بگیرید: [و با انجام امور ذیل آن را بزرگ بشمارید].


الف) نعمت را بر افراد خانواده و خویشاوندانتان گسترش دهید و نیکى و بخشش پیشه کنید. (3)


ب) به برادران دینى خویش به قدر توان نیکى و بخشش کنید. (4و5)و خداى را در برابر نعمتهایى که به شما ارزانى داشته، شکرگزار باشید.


د) کنار یکدیگر جمع شوید تا خداوند اجتماع شما را فراگیر و گیراتر سازد.


ه) به یکدیگر نیکى کنید تا خداوند به شما الفت و مهربانى بیشتر عنایت کند.


و) نعمت‏هاى الهى را به یکدیگر تبریک و تهنیت گویید همان طور که خداوند [در این روز] با اعطاى اجر و ثوابى بیش از دیگر اعیاد به شما تهنیت مى‏گوید. بعد فرمود: کمک‏هاى مالى به دیگران در امروز (غدیر) به اموالتان برکت مى‏بخشد و بر عمرتان مى‏افزاید: مهربانى به دیگران سبب رحمت و عنایات حق خواهد شد.


ز) با خوش‏رویى و شادمانى یکدیگر را در آغوش بگیرید.


ح) خداوند را بر توفیقات خویش سپاس گویید.


ط) از فقرا و ضعیفانى که چشم به کمک شما دارند دیدن کنید، به زیارتشان بروید و با آنان در خوراکشان همراه شوید.


بعد حضرت فرمود: یک درهم کمک به فقرا در روز عید غدیر با دویست‏هزار درهم برابر است، بلکه بیشتر خواهد بود.


ى) وقتى یکدیگر را ملاقات کردید مصافحه کنید، به هم تبریک بگویید و سلام کنید، که پیامبر خدا(ص) به من چنین فرمان داد. (6)


1- از روز غدیر خم در روایت تعبیر به «یوم الدوح‏» شده است که این واژه هم در روایات و هم در اشعار به کار گرفته شده است. (بحارالانوار، ج 94، ص 115).


2و3 - تفسیر شاهد و مشهود را مى‏توان در موارد ذیل یافت: اصول کافى، ج 1، ص 425، ح‏69; بحارالانوار، ج 35، ص‏386، ح 1; ج‏36، ص 114، ح 61.


4و5 - در ترجمه عبارات تلفیق شده است.


6- بحارالانوار، ج 95، ص 118 - 112، ح 8، مقدارى از خطبه امیرالمؤمنین(ع) توسط امام حسین(ع) نقل شده و ما آن را ترجمه و تلخیص نمودیم.


    نظرات دیگران ( )
نویسنده: حسین غلامی
سه‏شنبه 24/7/1386 ساعت 11:20 عصر


1. پیامبر اکرم (ص) : فاطمه حوریه اى است در چهره ى انسان ، هرگاه من در خود شور و شوق بهشت احساس مى کنم او را بوسه باران مى سازم. (تاریخ الخطیب بغدادى، ج 5، ص 86)


2. پیامبر اکرم (ص) : دخترم ، «فاطمه» حوریه اى است در چهره ى آدمیان. (الصواعق المحرقه، ص 96 اسعاف الراغبین، ص 173)


3. پیامبر اکرم (ص) : «فاطمه» همان زهره ى درخشنده است. (نزهة المجالس، ج 2، ص 222)


4. پیامبر اکرم (ص) : هر کس این بانوى سرفراز را مى شناسد که مى شناسد و هر کس نمى شناسد بداند که او پاره ى تن و روح من است. از این رو هر که او را بیازارد مرا آزرده است. (نورالابصار، ص 49 الفصول المهمة،ص 150)


5. پیامبر اکرم (ص) : فاطمه پاره ى تن من است ، آنچه او را افسرده سازد مرا افسرده مى سازد و آنچه او را شادمان گرداند ، مرا شادمان ساخته است. (مسنداحمد ، ج 4 ، ص 323 الصواعق، ص 113)


6. فرشته ى وحى بر من فرود آمد و پیام آورد که : اى محمد ! براستى که پروردگارت فاطمه را دوست مى دارد ، از این رو سجده ى شکر بجاى آور که من سجده کردم...» (لسان المیزان، ج 3 ، ص 275)


7. پیامبر اکرم (ص) : آفریدگار هستى نور فاطمه را بسان مشعلى فروزان آفرید و آن را بر کنگره هاى عرش آویخت و آنگاه بود که آسمانها و زمین هاى هفتگانه به نور فاطمه نورباران گردید و به همین جهت او «زهراء» نامیده شد. (بحارالانوار، ج 43 ، ص 17)


8. «ابن عباس» آورده است که پیامبر گرامى فرمود :
«اما دخت ارجمندم «فاطمه» ، سالار زنان گیتى در همه ى عصرها و نسلهاست. او پاره ى تن من ، نور دیده ، میوه ى دل و روح من است که در سازمان وجودم قرار دارد. او حوریه اى است در سیماى انسان که هرگاه در محراب عبادت در برابر پروردگارش قرار مى گیرد ، نور وجودش براى فرشتگان مى درخشد ، درست همانگونه که ستارگان براى زمینیان نورافشانى مى کنند.»

(بحارالانوار ، ج 43، ص 73)


    نظرات دیگران ( )

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • [14/4/1387- 1:19 ع] این الرحبیون
    [2/4/1387- 9:31 ع] فاطمه علیهاالسلام و مسأله رهبرى
    [2/4/1387- 9:25 ع] بنام زهرای مرضیه(س)
    [18/3/1387- 6:43 ص] یا فاطمه
    [18/3/1387- 6:32 ص] قبر فاطمه کجاست
    [3/3/1387- 1:27 ص] سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر
    [3/3/1387- 12:59 ص] مادر پهلو شکسته
    [20/2/1387- 12:29 ص] بیان دو روایت
    [9/1/1387- 1:28 ص] مصحف على (ع)
    [7/10/1386- 8:40 ع] غدیر از نگاه مولى الموحدین(ع)
    [24/7/1386- 11:20 ع] احادیث در شأن فاطمه زهرا (س)
    [آرشیو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسی بلاگ
  • درباره من

  • لوگوی وبلاگ

  • پیوندهای روزانه

  • مطالب بایگانی شده

  • موضوعات وبلاگ

  • لینک دوستان من

  • لوگوی دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعیت من در یاهو

  •